تبليغاتX
(ghazi ( jam-e-jam
خبری-ورزشی
 

محمد مايلي‌کهن با انتقاد شديد از آنچه که آن را جنگ قدرت، ثروت و شهرت خواند، نسبت به نتايج حاصله در دومين جلسه‌ي دادگاه تجديدنظر خود اعتراض کرد.سرمربي اسبق تيم ملي فوتبال و پرسپوليس که در پي شکايت علي دايي صبح روز سه‌شنبه در دادگاه تجديدنظر حضور يافته بود،گفت: من نمي‌دانم در اين مملکت چه اتفاقي افتاده است.زماني ديپلماسي پينگ‌پنگ بين چين و آمريکا اتفاق افتاد. نمي‌دانم حالا در مملکت ما نيز دارد ديپلماسي ورزشي اتفاق مي‌افتد يا نه؟! متاسفانه مي‌بينيم فردي که ملتمسانه و عاشقانه به دنبال گرفتن امتياز شهروندي (سيتيزن شيپ) از آمريکاست، به خاطر او مسابقه‌ي رسمي تيم ملي کشور لغو مي‌شود که ايشان بتوانند آخرين جلسه‌ي مصاحبه‌ي گرفتن امتياز شهروندي را در آمريکا انجام دهند و مفتخر به دريافت سيتيزن شيپ شوند. اين آقايي که اينگونه ملتمسانه به دنبال اين قضيه است، مي‌آيد سرمربي تيم ملي کشور مي‌شود.وي افزود: تا آنجايي که ما مي‌دانيم و 30 سال است که انقلاب شده است يکسري از شعارهاي انقلاب ما برعليه آمريکا بوده است و اين موارد نيز جزئي از معيارهاي نظام بوده است. حالا نمي‌دانم چه شده که کسي که عاشق گرفتن امتياز شهروندي از آمريکاست، وي را سرمربي تيم ملي کشور مي‌کنند و صداي کسي هم درنمي‌آيد و هيچ مسوول ورزشي و غير ورزشي وجود ندارد که به اين مورد اعتراض کند.مايلي کهن ادامه داد: از آن طرف چه اتفاقي افتاده است که دوباره يک فردي را که نه داراي شناسنامه، گذرنامه و کارت پايان خدمت بوده و نه مربي‌ بوده است از آن طرف دنيا و بعد از 30 سال وارد مملکت مي‌کنند و بيشترين مبلغ قرارداد را نيز به او پرداخت مي‌کنند و يکي از بزرگترين باشگاه‌هاي ايران را در اختيارش قرار داده و بالاترين درجه را به او مي‌دهند.وي گفت: بعد از مدتي اين آقا منتسب به اخلاق مي‌شود و در حالي که همسر و دو دخترش را در آمريکا ترک کرده است. بعدها نيز بارها برخلاف قانون ايشان بدون اينکه مهر خروجي روي پاسپورتش بخورد از کشور خارج مي‌شود، آن هم با وساطت. ايشان يک گذرنامه‌اي داشته که در هلند صادر شده است و براي خروج بعدي از کشور نياز به پايان خدمت داشته است ولي با وساطت، وي از کشور خارج مي‌شده و وارد مي‌شده که بعد از سه ماه از طرقي کارت پايان خدمت مي‌گيرد و درست يک روز قبل از مسابقات، يکي از بهترين تيم‌هاي اين مملکت را به وي مي‌دهند و هيچ کس هم صدايش درنمي‌آيد.وي افزود: متاسفانه شبکه‌ي دو در برنامه‌ي ورزش از نگاه دو براي اين آقا نظرسنجي مثبت مي‌گذارد و بعد از آن شبکه‌ي سه در برنامه‌ي 90 يک نظرسنجي مثبت ديگر به دفعات ترتيب مي‌دهد و در عرض مدت کوتاهي وي را به يک قهرمان ملي تبديل مي‌کنند. واقعا نمي‌دانم چه در اين مملکت چه مي‌گذرد. اگر از طريق ديپلماسي ورزشي خواهان رابطه با آمريکا هستند بهتر است بگويند تا همه بدانند.مايلي‌کهن تاکيد کرد: واقعا نمي‌دانم چه اتفاقي در اين مملکت افتاده است. آيا ديپلماسي ورزشي در کشور در حال انجام است؟ يکي از آقايان ديگر چون اقامت کانادا را دارد، سه سال تا سه سال و نيم پس از المپيک به کانادا مي‌رود و در آستانه‌ي المپيک به عنوان مدير فني يا سرمربي به المپيک مي‌رود. ظاهرا اتفاقاتي در اين مملکت افتاده است. اگر اتفاقي افتاده بگوييد تا همه در جريان باشند.وي مدعي شد: فردي که قبلا رييس فدراسيون بوده و خودش از آدم‌هايي است که بدعت دخالت غير اصولي در روند داوري فوتبال را گذاشته است و مي‌آمده از طريق چند داور نتايج يک مسابقه‌ي خاص را تغيير مي‌داده است و حتي با صراحت نيز پيش از مسابقه تيم برنده را به داوران مي‌گفته است الان همان آقا داد و فرياد مي‌کند و يک صحنه‌ي داوري را در تمام شبکه‌هاي تلويزيوني به جنجالي بزرگ تبديل کرده است. ايشان داوراني داشته که به آنها دستور مي‌داده که حتما اين بازي بايد اينگونه به پايان برسد. حالا چگونه است که اين آقا براي يک پنالتي که مشخص است عمدي هم نبوده جار و جنجال به راه انداخته است، در صورتي که وقتي اين آقا از فدراسيون فوتبال مي‌رود داوراني هم که با او کار مي‌کرده‌اند داوري را مي‌بوسند و از مجموعه‌ي فوتبال بيرون مي‌روند.مايلي کهن در ادامه ادعاهاي خود افزود: الف- ژ، ش- ر، م-ن، سه داوري هستند که با آقاي رييس فدراسيون کار مي‌کردند اما، وقتي او از فدراسيون رفت آنها نيز داوري را بوسيدند و کنار رفتند. چرا که آن قدر افتضاح کاري شده بود که نمي‌توانستند به داوري ادامه دهند، حالا چه اتفاقي افتاده است که همين آقا، حالا مديرعامل يکي از محبوب‌ترين باشگاه‌هاي ايران مي‌شود.وي در ادامه با اشاره به دادگاه تجديدنظر خود گفت: در جلسه‌ي 30مرداد 87 دادگاه، آقاي قاضي با عصبانيت تاکيد مي‌کند که علي دايي حتما بايد در جلسه‌ي بعدي دادگاه حضور داشته باشد. ما امروز رفتيم تا ببينيم اما، عنوان شد که نه. ما نگفته‌ايم و ايشان ديروز آمده‌اند! اين يعني‌ چه. اين يعني اينکه ايشان به راحتي به دليل قدرتي که دارد هر کاري مي‌کند. ببينيد چقدر قدرت وجود دارد که احترامي هم به دستور قاضي گذاشته نمي‌شود.مايلي‌کهن افزود: در دادگاه امروز وکيل شاکي تنها حضور داشت و به نظر من اگر وکيل هم نبود تاثيري نداشت، چون که آقاي قاضي خودشان بيشتر از وکيل داشتند از اين قضيه دفاع مي‌کردند. مستنداتي وجود داشته است. آقاي قاضي خودشان بعضا اشاره مي‌کنند که شما دفعه‌ي اول تبرئه شديد. من با چه حکمي تبرئه شدم؟ آن زمان من به خبرنگاراني که مي‌گفتند من برنده شدم گفتم که دنبال برد و باخت نبوده‌ام. شايد ديگران دنبال برد و باخت بوده‌اند اما، من در اين قضيه به دنبال برد و باخت فوتبال بوده‌ام. به نظر من در فوتبال اوج مردانگي، جوانمردي و معرفت وجود دارد اما، ما نمي‌بينيم.وي ادامه داد: وقتي در دادگاه مي‌گويم اين استناد به فلان بحثي است که خود شاکي مي‌گويد من رييس فدراسيون را برداشته‌ام، به من مي‌گويند که شما نمي‌توانيد به روزنامه استناد کنيد اما، خودشان به روزنامه استناد مي‌کنند و مي‌گويند بعد از جلسه‌ي اولي که تبرئه شديد در روزنامه‌ها شاکي را قلدر خطاب کرده‌ايد. چطور اينجا به روزنامه استناد مي‌کنند اما، در ادعاي من نمي‌توان به روزنامه استناد کرد.مايلي‌کهن هم‌چنين درمورد صدور قرار التزام 10 ميليون توماني نيز گفت: در جلسه‌ي امروز وکيل مدافع شاکي آقاي قاضي بود! بلافاصله بعد از جلسه نيز اعلام کردند که من محکوم هستم. چيزي که ما ديده‌ايم اين است که پس از حضور شاکي و متهم و ارايه‌ي اظهارات در يک فرصت مناسب و فرجه‌ي زماني، راي اعلام و صادر مي‌شود اما، در اين جلسه رسما اعلام کردند که مايلي کهن محکوم است و بعد اعلام کردند اگر وثيقه‌اي داري بگذار اما من گفتم به هر رايي که دادگاه بدهد تمکين مي‌کنم. اگر قرار است بازداشت هم شوم به دادگاه تمکين مي‌کنم. گفتند که از شما قبول مي‌کنيم که خود شما ضامن خودتان باشيد و من نپذيرفتم. چرا که در خلوتي خودم، خودم را بهتر از هر کسي مي‌شناسم و براين اساس ضامن خودم نمي‌شوم.وي افزود: در دادگاه گفتم که اگر قانون هر تصميمي بگيرد به آن احترام مي‌گذارم که آقاي قاضي گفت جلسه‌ي بعد نيز بايد بياييد که من نپذيرفتم و خطاب به قاضي گفتم که شاکي که قرار بود بنا به دستور شما در اين جلسه حضور داشته باشد، حضور پيدا نکرده است و عنوان مي‌کنيد که او ديروز آمده است، اگر قرار بوده آشتي به وجود بيايد بايد اين موضوع دو طرفه باشد و در همان جلسه‌ي 30 مرداد مي‌توانست راي صادر مي‌شد. واقعا آدم متاسف مي‌شود که قدرت در کنار شهرت که پول هم مي‌آورد، به کجاها ختم شده است که حتي از فرمان قاضي هم تمکين نمي‌شود و جالب است که آقاي قاضي نيز مطلبي را که 26 روز قبل گفته بود، امروز بر عکس آن عنوان مي‌کرد که الزامي براي حضور شاکي در اين جلسه نبوده است.مايلي کهن تاکيد کرد: اگر من محکوم هستم طبعا بايد امروز من را بازداشت مي‌کردند.وي در پايان گفت: استنباط بنده اين است که به دنبال اين بودند که من مطالبي را که در برنامه‌ي تلويزيوني اعلام کرده بودم تکذيب کنم اما با عدم تکذيب من پرونده به نوعي مختومه شود که شاکي در واقع برنده باشد و پس از اين که پيروزي شاکي اعلام شد، وي به گونه‌اي وانمود کند که از حقش گذشته ‌است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 20:26  توسط محمود قاضی  |